عبدالله مستوفى
283
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ولى ، در اينجا يك موضوع ديگرى هم هست ، و آن تسهيم بين مالك و رعيت است كه بعضى قسمت رعيت را در اين تسهيم كم ميدانند ، و ميخواهند بگويند اصول پنج گانهء ، آب و زمين ، بازو و مصالح الاملاك ( گاو و كار ابزار ) و بذر ، كه ملاك اين تسهيم است ، ملاك عادلانهاى نيست . از خوانندهء عزيز اجازه ميخواهم ، در اين زمينه هم قدرى بتشريح پردازم . امروز ، اين اصول پنجگانه ، در اكثريت قريب باتفاق املاك اين كشور ، طرف رعايت نيست . بلكه ، در هر ولايت ، حتى در هر بلوك و بخش يك ولايت ، طرز خاصى جانشين آن شده است ، كه غير از طرز بلوك و ولايت همجوار آنست . اين اختلاف از راه حاصلخيزى و نبهرگى زمين ، و نزديكى و دورى آن ببازار فروش محصول ، و كمى و زيادى بازو و لوازم رعيتى است . زمين ورامين حاصلخيز است ، و كليهء محصول ، بخصوص صيفى و ترهبار وافر آن ، در بازار تهران . خوب فروش ميرود . بر اثر همين حاصلخيزى ، اراضى ورامين هم آبادتر از ساير بلوكات ، و بنابراين ، داوطلب رعيتى آنجا هم كم است . فشافويه ، از حيث مزايا . از ورامين يك درجه عقبتر ، ولى بهتر از شهريار و ساوجبلاغ است . بنابراين ، در ورامين بذر را رعيت از سهم خود ميكارد ، و با مالك تنصيف مىكند ، در كوهپايه مالك حاضر است بذر را از سهم خود بكارد ، و سه سهم از پنج سهم را برعيت بدهد ، ولى رعيت گير نمىآورد . و املاك آن ، بواسطهء همين كمبازوئى ، خيلى نابرومند است . در فشافويه بذر از سهم رعيت كاشته مىشود ، و بهرهء مالكانه صدى چهل و سه است . در بلوك غار بذر را رعيت ميكارد ، و دو سهم از پنج سهم را به مالك ميدهد ، و در شهريار و ساوجبلاغ بذر را ، قبل از قسمت ، از ميان برميدارند ، و حاصل را تنصيف ميكنند . تفاوتهاى جزئى ديگرى هم ، در مخارج سرخرمن و حمل كاهودان بانبار مالك ، در اين بينها هست . مثلا در ساوجبلاغ ؛ كاهودان مالك را رعيت بايد بانبار او ببرد ، و ده نيم از سهم خود را هم ، بعنوان ضابطانه ، بمباشر مالك بدهد و مزد و مخارج خرمن - پائى با رعيت است . ولى در ورامين ، مالك كاهودان خود را خود بانبار ميبرد و مخارج خرمنپائى را از ميان ميدهند . در فشافويه ، بردن كاه و دان مالك بر عهدهء خودش است ، ولى خرج خرمن و خرمنپائى غير از جمعكنى كه از ميان ميدهند با رعيت است . با وجود اينكه ورامين وصل به دو بلوك غار و فشافويه است ، هيچوقت نشنيدهام كه يكى از رعاياى ورامين ، براى اينكه حق ارباب در اين بلوك از بلوك فشافويه و غار زيادتر است ، از بلوك خود به دو بلوك مجاور مهاجرت كند . و همچنين ، عكس قضيه هم هيچ وقت اتفاق نمىافتد ، زيرا مزايا و منقصتهاى سه بخش باهم سنجيده شده و تعادل برقرار شده است . چنان كه ملاحظه ميفرمائيد ، اگرچه ريشهء اين تسهيم همان اصول پنجگانه است ، زيرا ، آب و ملك يك طرف ، و مصالح الاملاك و بازو يك طرف ، و اصل تنصيف بين سرمايه و كار تقريبا همهجا برقرار است . ولى باز هم قانون تخلفناپذير عرضه و تقاضا